۱ / ۴
کتری جوش آمد

فیلم کوتاه · درام خانگی · یک اتاق

کتری جوش آمد

مردی در اتاقی به کوچکی یک صحنهٔ تئاتر، روزش را با سه بار باز و بسته کردن در و سه بار روشن و خاموش کردن چراغ می‌گذراند. از آن‌سوی دیوار، زنی صدایش می‌زند: «به دادم برس، آقا فرخ!» — و او فقط کتری را روشن می‌کند.

نوشتهٔ بردیا شهرستانی

روایت · یک

داخلی خانهٔ فرخ. عصر. در باز می‌شود. بسته می‌شود. دوباره باز. دوباره بسته. بار سوم باز.

چراغ: کلیک. روشن. کلیک. خاموش. کلیک. روشن.

هر پا سه بار روی پادری. کلیدها روی میز. بودا. عکسی سه‌نفره که صورت زن رویش با خط‌خطی خراشیده شده. سه شمع. سه عود. کتری روشن.

جوینت. فندک. کلیک. کلیک. کلیک. در آستانهٔ روشن کردن —

بوم. بوم. بوم. صدای کوبیدن به دیوار. فرخ فنجانی برمی‌دارد و به دیوار می‌چسباند. گوشش را روی فنجان می‌گذارد.

مرد: صداتو بیار پایین، زن! همسایه‌ها می‌شنون!
زن: خفه شو، مرتیکهٔ چرک! بشنون که بشنون! لابد بازم رفتی کفتربازی. به دادم برس، آقا فرخ!

روایت · دو

کاست را می‌گذارد. Tragedy. صدا را زیاد می‌کند تا دیوارها پر شود. جوینت بالا می‌آید. مراسم از نو.

بوم. بوم. بوم. موسیقی به کُر می‌رسد. درست روی کُر — جیغ زن.

سوت کتری. کتری به جوش آمده.

در را باز می‌کند. می‌بندد. باز می‌کند. می‌بندد. بار چهارم، در باز می‌ماند. از لای در، کودکی با خرس عروسکی داغان و ناخن‌های جویده. غمگین نیست. یا شاید هست. بیشتر بی‌حالت است — انگار این صحنه را بارها دیده.

بعدتر: فرخ چای می‌نوشد. کودک بستنی می‌خورد. خرس جلوی بودا. سه شمع. سه عود. جوینت خاموش. قطع به سیاهی.

طرح‌های تصویری

قاب‌های فیلم

جای طرح‌ها — تصاویر بعداً اضافه می‌شوند.

۰۱
۰۲
۰۳