فیلم کوتاه · درام خانگی · یک اتاق
سه بار در را باز میکند.
سه بار چراغ را روشن و خاموش.
بار چهارم، در باز میماند.
نوشتهٔ بردیا شهرستانی · ارائهٔ پروژه
لاگلاین
مردی تنها در اتاقی به کوچکی یک صحنهٔ تئاتر، با تشریفاتی دقیق روزش را میگذراند؛ تا صدای دعوای همسایهها از آنسوی دیوار بالا بگیرد، کتری به جوش بیاید، و کودکی با خرسی داغان دم در بایستد.
خلاصه
فرخ به خانه برمیگردد: در، سه بار باز و بسته. چراغ، سه بار روشن و خاموش. هر پا سه بار روی پادری. کلیدها روی میز، کنار مجسمهٔ بودا و عکسی که صورت زنش روی آن با خطخطی عمیق خراشیده شده.
کتری را روشن میکند، جوینت را میگذارد بین انگشتهایش، فندک: کلیک، کلیک، کلیک.
از آنسوی دیوار، زنی شوهرش را فحش میدهد و صدایش میکند: «به دادم برس، آقا فرخ!»
او کاست «Tragedy» را میگذارد و صدا را زیاد میکند؛ اما روی کُر، جیغ و کوبیدن با هم میرسند — و کتری به جوش آمده است.
ریتم
شخصیتها
مردی میانسال، کراوات رنگارنگ و شلوار بژ گشاد؛ گیرکرده در دههٔ هشتاد. نظم، تنها چیزی است که هنوز مالِ اوست.
صدایی از آنسوی دیوار. فریاد میزند، کمک میخواهد، اسم فرخ را میداند.
همسایه. «صداتو بیار پایین، زن!» — کسی که فقط از پشت دیوار وجود دارد.
خرس عروسکی داغان، ناخنهای جویده. غمگین نیست، یا شاید هست؛ بیشتر بیحالت است — انگار این صحنه را بارها دیده.
مکان و فرم
خانه آنقدر کوچک است که بیشتر به دکور یک صحنهٔ تئاتر میماند تا خانه. از متن فیلمنامه
یک لوکیشن، دو صندلی، یک پنجره، یک هواکش. آشپزخانه زیر هواکش، پخشکنندهٔ کاست کنار دیوار.
سه شمع، سه عود، یک بودا، یک عکس خراشیده — دکوری که هر بار در پایان فیلم دوباره چیده میشود.
درونمایه
وقتی آدمی نمیتواند به کسی وصل شود، به تکرار وصل میشود.
نزدیکترین آدمها صداهاییاند که از آنسوی دیوار میآیند؛ فنجان، تنها راهِ گوش دادن.
کودک، میتواند پسر باشد، میتواند خاطره باشد، میتواند خودِ فرخ در کودکی باشد — متن عمداً انتخاب نمیکند.
کتری، ساعتِ صبرِ این خانه است؛ وقتی سوت میزند، چیزی که فرو خورده شده دیگر نگهداشتنی نیست.
چرا حالا
یک لوکیشن داخلی، سه بازیگر (دو نقش صوتی)، یک شیفت شبانه. بودجهٔ کوتاه، کیفیت مؤلف.
کوتاهِ تکلوکیشن با پایان باز — فرمی که در جشنوارههای مؤلف بهراحتی جا میافتد.
از دیوار تا Bee Gees تا سوت کتری؛ طراحی صدا ستارهٔ فیلم است، نه تزئین آن.
وضعیت پروژه
پایان
«بچه غمگین نیست. یا شاید هست.
اما بیشتر بیحالت است.» از متن فیلمنامه
کتری جوش آمد · نوشتهٔ بردیا شهرستانی · برای گفتوگو آمادهایم